سزار می‌گوید انسان‌ها داستان تعریف می‌کنند درحالی‌که سگ‌ها حقیقت را می‌گویند.

تنها وقتی به حقایقی که سگمان به ما می‌گوید گوش کنیم، می‌توانیم متوجه شویم که چه اتفاقی در حال افتادن است و تعادل را به گله بازگردانیم.

برای مثال، اگر وقتی‌که نیستید، سگتان مدام از زباله‌ها کاغذ درمی‌آورد و در کل خانه پخش می‌کند، داستان می‌تواند این‌گونه باشد «حتماً فکر کرده است که آنجا غذا هست» یا «این کار را انجام داده تا به من بگوید از رفتن من عصبانی است»

حقیقتی که سگ می‌گوید متفاوت است و احتمالاً این است که «حوصله‌ام سر رفته است.»

با حقیقت سگ ها برخورد کنید

اگر سعی کنید که مشکل را با توجه به داستان حل کنید به مشکل خواهید خورد.

احتمالاً اطمینان حاصل می‌کنید که در سطل زباله‌ای که سگتان می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد، غذا نیندازید.

حتی میتوانید کلا در سطح زباله را ببندید .

دومی ممکن است که مشکل کنونی را حل کند. اما در مورد مسئله اساسی پشت آن کاری نمی‌کند.

حقیقت این است که حوصله‌ی سگ شما همچنان سر رفته است.

باید وقتی‌که نیستید چیزی جالب، مانند یک اسباب‌بازی جایزه را پیدا کن یا جویدنی موردعلاقه‌اش را برایش بگذارید.

همین‌طور باید مطمئن شوید که قبل از رفتن شما در حالتی آرام و مطیع است.

حالت ذهنی سگ شما، وقتی‌که از در بیرون می‌روید، پیش‌زمینه‌ی ادامه‌ی روز اوست.

وقتی‌که سگتان رفتار اشتباهی از خود نشان می‌دهد، داستان‌ها را رها کنید و ببینید که واقعاً به شما چه می‌گوید.

سگ‌ها نمی‌توانند دروغ بگویند، رفتارشان مستقیم و صادقانه است.

وظیفه‌ی ماست که به آنچه می‌گویند گوش دهیم و برای حل کردن مشکل اقدامات مناسب را انجام دهیم.